تبليغاتX
یک انسان دردمند

دانشگاه آزاد اهواز تعطیل شد...

مجتبی عوی فاضل (گلابی) معاون آموزشی تکذیب کرد و گفت اساتید خودشان سر کلاس نرفته اند!!

دلمان خون شد از بس گفتیم و گفتیم و گفتیم ... امان از گلابی!

آن وقت سید محسن سید موسوی دبیر منطقه ۶ دانشگاه آزاد اسلامی  افتخار می کنند که واحد اهواز اله و بله است و ما قبل از شما سینه چاک انقلاب و ارزش های آن بوده ایم ....

وضعیت دانشگاه آزاد و ریاست منافق و بی آبرویش ـ جاسبی ـ که مشخص است شما فکر خود و تکلیف خودتان باشید... این بازی را تا کی می خواهید ادامه دهید ؟؟؟  

دختران دائم المقیم در دفتر قاضی مرعشی رئیس دفتر فرهنگ و آنها که در روزهای بعد از انتخابات در آشوب های خیابانی دستگیر شده اند و اعوانهم و انصارهم تا کی باید در دانشگاه هر غلطی که می خواهند بکنند ؟؟ 

خدا را شکر که سنگر انقلاب در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز خالی نیست ...

درود خدا بر دانشجویان مجاهد و ولایت مدار در دانشگاه آزاد  واحد اهواز


ای کاش با شما بودم !

مرا از جزئیات ماجرا و نظرات بی خبر نگذارید


دوستان غیر اهوازی ببخشند اگر متوجه ماجرا نمی شوند

بیشتر برای دل خودم نوشتم این را و آنهایی که شاید بیدار شوند

 

 

نوشته شده توسط محسن ریسمان سنج در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 13:35 | لینک ثابت |

                                                 بسم‌اللَّه الرّحمن الرحيم‌
روز عید
خیلى خوشامديد؛ بانوان محترم، خواهران عزيز! و حقيقتاً امروز با ديدن اين جمع متراكم و فرزانه و همه دلبسته‌ى قرآن، براى من يك روز عيد محسوب ميشود و اين را لطفى از طرف كريمه‌ى اهل بيت - حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام اللَّه عليها) - به حساب مى‌آورم. خدا را شكر ميكنيم كه در كشور ما روزى پيش آمد كه اين مجموعه‌ى عظيم از بانوان كشور با انگيزه‌اى عميق و منطقى و عالمانه به دنبال قرآن، فهم قرآن، ترويج قرآن، تحقيقِ در قرآن باشند و اينجور فضاى قرآنى كشور را رونق بدهند. يقيناً اين يك موهبت بزرگى از طرف پروردگار براى كشور ماست.

توفیق بزرگ جمهوری اسلامی

دو مطلب من عرض ميكنم: يك مطلب، اصل اين حركت زنانه‌ى بسيار برجسته و پرشكوه در كشور ما و در جمهورى اسلامى است. مطلب دوم هم درباره‌ى مسائل مربوط به قرآن است. به نظرم اينجور ميرسد كه اصل توجهِ بانوان كشور ما به قرآن و حضورشان در صحنه‌ى قرآن، پديده‌اى است كه بايد به عنوان توفيق بزرگ نظام جمهورى اسلامى در مقابل چشم بينندگان و جويندگان و منتقدان و دوستداران و مخالفان قرار بگيرد؛ همه ببينند.

اولاً خودِ ورود بانوان در مسائل تحقيقى و علمى - كه اين ديگر مخصوص مباحث قرآنى نيست - قابل توجه است. بنده معمولاً مجلاتى را كه در كشور منتشر ميشود - مجلات علمى؛ علمى، تحقيقى؛ علمى، ترويجى - نگاه ميكنم؛ مرور ميكنم و در همه‌ى رشته‌هائى كه مجلات ما - كه حاوى مطالب جديد هستند - بر گرد آنها مطلب مينويسند، انسان مى‌بيند شمار نويسندگان و پژوهشگران زن در آنها، شمار برجسته‌ى قابل توجهى است. در علوم حوزوى، در فقه، در فلسفه، در مسائل دانشگاهى، در علوم انسانى، علوم طبيعى، حضور زنان در كشور ما حضور بارز و برجسته‌اى در همه‌ى بخشهاى علمى است. دانشگاه‌ها را دختران دانشجوى ما پر كرده‌اند؛ محيطهاى علمى را حضور زنان به شكل شگفت‌آورى واضح و آشكار كرده. اين چيست؟ اين چه پديده‌اى است؟ اين چه حقيقتى است؟ كِى ما در كشور اين همه عنصر پژوهشگر و محقق و عالم و باسواد و اهل تبليغ و اهل ترويج از زنان داشتيم؟ در گذشته‌ى تاريخ ما هرگز چنين چيزى وجود نداشته. بله، تك و توكى، دانشمندانى از زنان، برجستگانى بوده‌اند، ليكن نه به معناى حضور چشمگير و غالب در همه‌ى جامعه. اين مخصوص دوران جمهورى اسلامى است؛ اين به بركت حاكميت اسلام در اين كشور است كه زنان در عرصه‌ى حضور علمى، اينجور خودشان را دارند نشان ميدهند و اين برجستگى‌ها را پيدا ميكنند. اين جزو افتخارات نظام جمهورى اسلامى است. اينى كه من مكرر در جمعهاى دانشجوئى و در جمعهاى جوان گفتم كه در قضيه‌ى زن، ما در مقابل ادعاهاى غربى‌ها دفاع نميكنيم، ما حمله ميكنيم و غرب بايد از خود در قضيه‌ى زن دفاع كند، نه اسلام، براى اين است.

زن آیینه ای برای کل جامعه

اسلام برخلاف آنجورى كه هميشه در نظامهاى طاغوتى وجود داشته است كه با چشم ديگرى اصلاً به زن نگاه ميكردند، به زن شخصيت ميدهد. در اسلام وقتى براى مؤمن نمونه ميخواهند مشخص بكنند، نمونه‌ى زن معين ميكنند. «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون»؛(1) اين نفر اول، «و مريم ابنت عمران»،(2) نفر دوم؛ نمونه براى للذين آمنوا، دو زن. نمونه براى للذين كفروا هم دو زن: «امرأت نوح و امرأت لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا ... فخانتاهما».(3) يعنى زن را نه فقط محور و عبرت و آئينه‌اى براى زنان، بلكه براى كل جامعه قرار ميدهد. ميشد يك مرد انتخاب بكنند. نه، اين در مقابله‌ى با آن نگاه انحرافى و غلطى است كه نسبت به زنان وجود داشته. اين نگاه، هميشه هم تحقيرآميز نبوده؛ اما هميشه غلط بوده.

احترام به زن
احترامِ به زن اين است كه به زن فرصت داده بشود تا آن نيروها و استعدادهاى برجسته و عظيمى را كه در درون هر انسانى خداى متعال به وديعه نهاده است - از جمله زن و استعدادهائى كه فقط در درون زنان وجود دارد - اين استعدادها در سطوح مختلف بروز كند؛ در سطح خانواده، در سطح جامعه، در سطح بين‌المللى، براى علم، براى دانش و معرفت و تحقيق، براى تربيت و سازندگى. احترام به زن اين است. من مى‌بينم اين در جامعه‌ى ما به توفيق الهى، به فضل الهى دارد خودش را كاملاً نشان ميدهد. خوب، اين مربوط به اساسِ كارى كه امروز بحمداللَّه بانوان كشور ما دارند كه خيلى ارزشمند است كه در همه‌ى عرصه‌هاى علمى حضور دارند، آن هم حضور فعال و تحسين‌برانگيز؛ و بخصوص حضور در مجموعه‌ى قرآنى و كار قرآنى كه بسيار چيز باارزشى است.

هنر زن انقلاب اسلامی
من گمان نميكنم در هيچ نقطه‌اى از جهان اسلام، اين كميت عظيم با اين انگيزه و شور در كارهاى قرآنى فعال باشند. البته اطلاع دقيق ندارم، بررسى نكردم؛ اما آن طور كه از اطلاعات عمومى انسان ميشنود - «لوكان لبان»؛ اگر بود ما ميدانستيم؛ ميفهميديم - چنين چيزى نيست و من گمان نميكنم در دنياى اسلام وجود داشته باشد. اين، فقط هنر شماست. اين همه خانمهاى قرآن‌پژوه در مسائل گوناگون قرآنى؛ از مسائل صرفاً علمى تا مسائل تبليغى، تا مسائل تربيتى، تا كار هنرى؛ اين همه خيلى به نظرم باارزش است. البته اگر آن طورى كه پيشنهاد شد - حالا بررسى بشود، جوانبش سنجيده بشود - اين مسئله‌ى مسابقات بين‌المللى اگر عملى باشد و اقدام بشود، آنوقت ارج كار زن ايرانى در زمينه‌ى قرآن معلوم و روشن خواهد شد. و اين يك افتخار است؛ هم براى زن ايرانى، هم براى جمهورى اسلامى كه بتواند در مسئله‌ى قرآن، اين چنين فعاليت چشمگيرى داشته باشد.

جمهوری اسلامی تجسم قرآن
حالا يك حقيقت بسيار واضحى وجود دارد كه به خاطر كثرت وضوح، اغلب مخفى هم ميماند. اين حقيقت را هم بگوئيم؛ مطرح كنيم. آن حقيقت، خود اصل تحقق جمهورى اسلامى است؛ اين تجسد قرآن است. نظام جمهورى اسلامى، نظام دين‌مدار، يكى از بزرگترين اقلام عمل به قرآن است كه اين را انقلاب براى ما تأمين كرد. از اين غفلت نكنيم. بله، در داخل اين چهارچوب بزرگ، جدولهاى زيادى است كه بايد پر بشود، كارهاى زيادى است كه بايد انجام بگيرد، اما كار اصلى، كار اساسى، اين بود كه اين نظام به وجود بيايد. ايجاد يك نظام مبتنى بر دين كه مسئولان اين نظام، هويتشان، اهدافشان، خصوصياتشان، عملكردشان، ارتباطشان با مردم، عملكردشان براى مردم بر اساس دين باشد - بر اساس دستور دينى و دستور اسلامى باشد - اين همان بزرگترين قلم از اقلام عمل به قرآن است؛ يعنى همان كارى كه پيغمبر اكرم در آمدن به مدينه و هجرت به مدينه انجام دادند. تا وقتى جامعه‌اى نباشد، نظامى نباشد، تمركز اقتدارى نباشد كه بتواند بر روى همه‌ى فعاليتهاى اجتماعى سايه بيفكند، كارها ضمانتى ندارد. قبل از انقلاب، خيرخواهان و ناصحانِ معدودى بودند؛ دلشان ميسوخت، حرص ميخوردند، مردم را هى نصيحت ميكردند - حالا در وسائل ارتباط جمعى عمومى يا محدودتر - موعظه ميكردند؛ موعظه هم بى‌تأثير نيست، در دل اثر ميكند؛ اما قابل تحقق عملى نيست؛ چرا؟ چون نظام، نظام غلطى است؛ چون جهتگيرى جامعه، جهتگيرى ضد عدالت، ضد انصاف، ضد مروت، ضد اخلاق است. حالا در يك چنين جهتگيرى‌اى، شما هى اصرار كنيد كسى را به اينكه عدالت كن، ترحم كن، انصاف بورز؛ مگر ميشود؟ جهتگيرى مهم است. اصل جهتگيرى با تشكيل يك نظام است؛ نظامِ داراى جهتگيرى درست و دين. اين كار را انقلاب انجام داد و اين نظام را به وجود آورد. من اين را ميخواهم بگويم كه قرآن‌پژوهان ما، جوانان پرشور و علاقه‌مند ما اين حقيقت را از ياد نبرند؛ اين حقيقتِ خيلى واضح و روشنى است، اما غالباً مغفولٌ‌عنه! اين خيلى حقيقت مهمى است.

سازندگی قرآنی
در اين چهارچوب بايستى وارد سازندگى قرآنى شد و كارهاى اساسى را انجام داد، براى اينكه محتواها به معناى حقيقى كلمه قرآنى بشود؛ رفتار فردى ما، رفتار مديريتى ما، رفتارهاى سازمانى ما، رفتار ما در آموزش و پرورش - يعنى دستگاه آموزش و پرورش ما شامل دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و حوزه‌ها و همه جا - رفتار در درون خانواده‌ى ما، رفتارهاى سياسى ما، رفتار بين‌المللى ما، همه بر اساس اسلام باشد؛ اين كِى خواهد شد؟ آنوقتى كه ما با مفاهيم قرآن، بدرستى آشنا باشيم. اين همان كارى است كه با اين حركت عظيم قرآن‌پژوهى - چه بخش زنانه‌اش، چه بخش مردانه‌اش - تحقق پيدا خواهد كرد. جهت بايد اين باشد؛ در اين سمت بايستى پژوهشها حركت بكند.

مبنا مبنای غلطی است
يك نكته‌ى ديگر هم كه عرض بكنيم و نكته‌ى آخر باشد، اين است كه من درباره‌ى علوم انسانى گلايه‌اى از مجموعه‌هاى دانشگاهى كردم - بارها، اين اواخر هم همين جور - ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بينى ديگرى است؛ مبتنى بر فهم ديگرى از عالم آفرينش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، اين نگاه، نگاه غلطى است؛ اين مبنا، مبناى غلطى است. اين علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اينكه هيچگونه فكر تحقيقىِ اسلامى را اجازه بدهيم در آن راه پيدا كند، مياوريم تو دانشگاه‌هاى خودمان و در بخشهاى مختلف اينها را تعليم ميدهيم؛ در حالى كه ريشه و پايه و اساس علوم انسانى را در قرآن بايد پيدا كرد. يكى از بخشهاى مهم پژوهش قرآنى اين است. بايد در زمينه‌هاى گوناگون به نكات و دقائق قرآن توجه كرد و مبانى علوم انسانى را در قرآن كريم جستجو كرد و پيدا كرد. اين يك كار بسيار اساسى و مهمى است. اگر اين شد، آنوقت متفكرين و پژوهندگان و صاحبنظران در علوم مختلف انسانى ميتوانند بر اين پايه و بر اين اساس بناهاى رفيعى را بنا كنند. البته آنوقت ميتوانند از پيشرفتهاى ديگران، غربى‌ها و كسانى كه در علوم انسانى پيشرفت داشتند، استفاده هم بكنند، لكن مبنا بايد مبناى قرآنى باشد.

اميدواريم خداوند متعال به شماها توفيق بدهد. من از همه‌ى خانمهاى محترم، بانوان گرامى كه در بخشهاى مختلف كشور در كار قرآنى فعالند، صميمانه تشكر ميكنم. و حضور شماها در عرصه‌ى كار قرآنى، به جامعه‌ى زن كشور الهام خواهد داد و زنان كشور ما - يعنى نيمى از جمعيت - را ان‌شاءاللَّه به قرآن متمايل خواهد كرد. و اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسيارى از مشكلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسانهاى نسل بعد در دامن زن پرورش پيدا ميكند و زنِ آشناى با قرآن و مأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهيم قرآن، خيلى ميتواند در تربيت فرزند تأثيراتى داشته باشد و اميدواريم ان‌شاءاللَّه به بركت اين حركت عظيم شماها، فرداى جامعه‌ى ما بمراتب از امروز قرآنى‌تر باشد.


گزیده ای از سخنان حضرت ولی امر در دیدار با جمعی از زنان قرآن پژوه  در اول ذی القعده .

 

نوشته شده توسط محسن ریسمان سنج در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 19:8 | لینک ثابت |

امروز تو روزنامه خوندمش... می دونم از مناسبتش گذشته!!! و ممکنه از نظر بعضی کهنه بیاد! - حتی اگه به زبون نیارن - ولی حیفم اومد نزارمش اولا به خاطر اینکه به سهم خودم عرض ارادتی کرده باشم دوما شاید کسی مثل من باشه که براش تازه باشه و حرف دل...

خبر نورعلی را صبح آوردند
روباه پیر قبل از همه محکوم کرد
و سیاستمدارها بیانیه دادند
مثل همیشه
...بگذریم

¤
سلام حاج نورعلی
سلام کاک نورعلی
حالت را نمی پرسم
چون می دانم خوب است
خیلی خوب
ملالی نیست جز دوری شما
خاطرت جمع
آن هم یکی دو روز دیگر برطرف می شود
اگر از حال ما بپرسی
ای... بدک نیست
می گویند زنده ایم
هرچند من شک دارم
شاید حالمان بهتر هم شد
چه خوب شد که از اینجا رفتی
یعنی اینطوری رفتی
همینطوری ماندن که کار تو نیست
حالا هر چقدر هم می خواهی درجه داشته باش
اینجا باید قوانین بازی را بدانی
ریشت را آنکارد کنی
ریشه هم نداشتی، نداشتی
دکترایت را از هر جا شده بگیری
سفارش بدهی چند کتاب برایت بنویسند
مصاحبه یادت نرود
بعد هم کت و شلوار مارک دار
و چپاندن خود در یکی از این لیست ها
وقتی مستقیم نباشد
چپ و راستش هم خیلی مهم نیست
بستگی به سمت و سرعت باد دارد
باید هواشناس خوبی باشی
اما تو هیچوقت جهت باد را نفهمیدی
نفهمیدی تیتر یک روزنامه ها شدن چه کیفی دارد
با کودکان بشاگردی لابی کردی
سبکی روان نویس، سنگینی بیل را از یادت نبرد
اصلا تقصیر خودت بود
آشتی و وحدت می خواستی؟
مگر مملکت حزب و سیاستمدار و دفتر و دستک نداشت؟
تو چه کاره بودی
با آن ریش سفیدت رفتی با ریش سفیدهای بلوچ جلسه گذاشتی
آدم باید در این سن و سال به فکر آینده خانواده اش باشد
بچه هایش را بفرستد لندن برای تحصیلات تکمیلی
باید حقت را، سهمت را از انقلاب می گرفتی
نمی بینی همه دنبال سهمشان هستند؟
حالا دیگر همه سهام دار شده اند
خدا سایه نفت را از سرمان کم نکند
همه سهمی دارند
حالا چند صفر کمتر یا بیشتر چه فرقی می کند؟
آدم باید سیاست داشته باشد
عین دیانتش هم نبود، نبود
معمولا چهار سال یک بار لیست می دهند
عده ای لابی می کنند
برخی حمایت
بالاخره صندلی ها کم اند و تشنه ها زیاد
حاج نورعلی!
حاج احمد یادت هست؟
چهار سال پیش بود
صبحی دلگیر و بارانی
خبرش را آوردند
و تو جا مانده بودی از پرواز
نمی دانستی نام تو در لیست بعدی است

خبر نورعلی را صبح آوردند
گفتند بیا تو هم سهمت را بگیر
سهام شهادت

                                                                                       م.عابر دامغانی

 

نوشته شده توسط محسن ریسمان سنج در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 18:57 | لینک ثابت |
 
 موسوي را محاكمه كنيد